ترجمه داستان کوتاه «ناگهان، کسی در می‌زند»

(4) دیدگاه

  1. آدرین آدرین
    پاسخ

    واو. ترجمه خیلی امروزی و روونی بود دوست داشتم

  2. پرویز پرویز
    پاسخ

    با رسیدن به جملات مربوط به فلسطینی ها حدس زدم که نویسنده گرایشاتی داشته باشد. با دیدن صفحه انگلیسی داستان متوجه شدم از زبان عبری به انگلیسی ترجمه شده. فکرهایی به سرم زد. تصور کردم اگر قرار باشد این داستان را برای چاپ ترجمه کنم چگونه باید از هفت خان وزارت ارشاد رد شد؟ حذف برخی از مطالب ؟ تغییر آنها ؟ بیان غیرمستقیم آنها؟ ترجمه این مطالب همراه با توضیحی انتقادی ؟ بی خیال ترجمه شدن ؟ تغییر شغل و هزاران گزینه دیگر…! آیا آن مترجم انگلیسی زبان هم که متن عبری را به انگلیسی ترجمه کرده، برای چاپ رسمی ترجمه خود، این سوالات را از خود می پرسد؟ اصلا متن عبری را تمام و کمال ترجمه کرده یا دستکاری در آن داشته؟ بالاخره تکلیف ترجمه غیرمستقیم چه می شود ؟ شاید نباید از زبان میانجی ترجمه کرد. ! نه باید ترجمه کرد چون کسی دانش زبان اصلی متن را ندارد. شاید باید متن اولیه را هم خواند شاید نه. و هزاران شاید و باید دیگر.
    و ترجمه چقدر سخت است و مترجمی مسئولیتی سنگین؛ آن هم ترجمه ادبی با آن مخاطب وسیعش.

    • پاسخ

      دست گذاشتی رو داغ‌ترین و حساس‌ترین نقطه‌ی مطالعات ترجمه: ترجمه ادبی و ترجمه از زبان میانجی. خیلی‌ها ترجمه از زبان واسطه را نمی‌پذیرند، ولی در عین حال چاره‌ای هم نمی‌اندیشند؟ به قول تو مگر آن‌قدر مترجم ادبی عبری داریم؟ زبان‌های دورتر چه‌طور؟!
      خوب گفتی، ترجمه‌ی ادبی کاری سنگین و پرتضاد است، اما «شدنی» است!

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شده اند (لازم)